امروز سه شنبه - مورخ 15/6/1389-
 
 مقالات و مجلات
عنوان:

مقدمه ای بر تاریخ فرش دستباف ایران از ظهور تا پایان قرن نوزدهم "قسمت دوم"

نوع:

مقاله

رتبه - درجه:
متن:
 
قالي‌بافي در عهد هخامنشي 

در عهد درخشان هخامنشي، ذوق سرشار و سليقه متين هنروران ايراني براي بافت و طراحي قاليها و ظرافت و زيبايي و رنگ آميزي آنها شهره آفاق گرديد و به اطراف و اكناف دنياي آن روز به ويژه مصر كه در آن زمان خود بخشي از ايران را تشكيل مي‌داد و نيز به يونان صادر مي‌شد.
تاريخ نويسان يوناني نوشته‌اند كه بطلميوس مجلس جشني در اسكندريه برپا ساخته بود كه تالارهاي آن با فرشهاي خوش نقش و زيباي ايراني زينت داده شده بود. همچنين نوشته‌اند كه اسكندر مقدوني هنگامي كه به پاسارگاد رفت، تابوت زرين آرامگاه كوروش بزرگ را با پوششي از يك فرش ظريف و نفيس يافت، گزنفون نوشته است كه در شهر سارد يك كارگاه قاليبافي سلطنتي وجود داشت كه فرشهاي مخصوص و منحصر براي دربار كوروش بزرگ مي‌بافتند.
كنت كورث تاريخ نويس عهد باستان، درباره فرشهايي كه در آتش سوزي تخت جمشيد طعمه آتش گرديده مي‌نويسد: «ايرانيان خزاين تمام كشور را در اين شهر (تخت جمشيد) گرد آورده بودند. از آن جمله قالي‌هاي گرانبهايي كه فقط براي تجمل و شكوه و بساط عمارات سلطنتي در آنجا گسترده بودند، خارج از حساب بود».
در روايتي ديگر بلوتارك (سردار بزرگ يوناني) در زماني كه ثميسيتو كليس  به دربار ايران پناهنده شد، شاهنشاه هخامنشي آن زمان يعني اردشير اول از او خواست و پس از چند روز چنين گفت «سخن در اين موضوع همچون فرشهاي زيباي ايراني را مي‌ماند كه چون بازكني و بگستراني، پيكره‌هاي زيباي آن همگي نمايان است و چون تاكني با بييچاني همه پيكره‌ها ناپيدا گرديده، پديدار نمي‌باشد.
باز درجاي ديگر بلوتارك در باب ديدار سرداران ايراني و اسپارتي سخن از قالي‌هاي گرانبهاي ايراني به ميان آورده و مي‌نويسد:
«هنگامي كه آژيزيلاس و يارانش به جايي كه قرار گذاشته شده بود آمدند هنوز خشترپاون ايراني به آنجا نرسيده بودند. سردار اسپارتي تا رسيدن او لختي در زير سايه درختي برروي چمن‌ها نشست هنگامي كه فارناباز به آنجا   رسيد، زير دستانش براي او پوستهاي نرم  كه پشم‌هاي بلندي داشت و قالي‌هاي گرانبها كه بارنگهاي متنوع بافته شده بود پهن كردند كه برروي آن بيارامد، ليكن چون ديد سردار يوناني متنوع بافته شده بود، پهن كردند كه برروي آن بيارامد، ليكن چون ديد سردار يوناني متنوع بافته شده بود، پهن كردند كه برروي آن بيارامد، ليكن چون ديد سردار يوناني برروي زمين نشسته است از روي فروتني و ادب، از نشستن برروي فرشهاي خودداري كرد او نيز هر چند كه جامه‌هاي گرانبها برتن داشت، در نزد آژيزيلاس بر روي زمين نشست.
با اين حال و با وجود روايات و شواهد بسيار چيزي از فرشهاي كاخ‌هاي هخامنشي به دست نيامد زيرا هر چه بود يغماگران مقدوني بوده بودند يغماگراني كه از سنگ جامد نمي‌گذاشتند، به طور قطع نمي‌توانسته‌اند از بردن و تاراج فرشهاي خيره كننده چشم بپوشند و اگر هم ناغافل فرشي را نيز باقي گذاشت‌اند به دليل گسترش قالي چشم بپوشند و اگر هم ناغافل فرشي را نيز باقي گذاشته‌اند، به دليل گسترش قالي برروي زمين و كثرت استعمال به تدريج فرسوده گرديده، از بين مي‌رفت. فقط در بعضي از كاخهاي تخت جمشيد سوخته‌هايي از فرش كه يغماگران فرصت گردآوري آن را نداشته و آنها را در آتش سوزانده  بودند، در خلال كاوشها ديده شده است
 
قالي‌هاي پازيريك

در سال 1949 و از حسن اتفاق چند قطعه فرشي و نمونه‌هاي ديگر از بافندگي عهد هخامنشي در خلال كاوشهاي باستان شناسان شوروي سابق در تپه پازيريك واقع در كوه آلتايي بدست آمد كه اكنون زينت بخش موزه آرميتاژ سن پطرزبورگ است اشياي جالب تپه پازيريك در پنج گور بزرگ كه بزرگترين آنها هفده متر مربع وسعت داشت به دست آمد. در اين گورها چهار جسد موميايي شده و 123 اسكلت ديگر انسان، 34 اسكلت اسب و مقداري پوشاك و ساير وسايل مذهبي و زين و ابزار است چند قطعه قالي، نمد و گبه روي است و پارچه موجود بود.
در اثر نفوذ آب به درون گورها در همان سالهاي نخست و به دنبال آن دفن و يخ بستن آنان اين اشياء حدود 2400 سال در زير يخها مدفون شده و در نتيجه از ضايع شدن و پوسيدن در آمان ماندند. باستان شناسان روسي براي دسترسي به اين اشيا به وسيله آب گرم، يخ‌ها را آب كردند.
اين قبرها بوسيله اتصال چوبهاي قطوري با سرو ته يكسان محصور شده‌اند و اين حدود 4 متر درازا و 5/2 متر پهنا و حدود 2 متر بلندي دارند كه عيناً به موزه آرميتاژ منتقل شده است.
در اين مقبره‌ها سه قطعه فرش بدست آمد كه يكي از آنها با زمينه 24 مربع (4×6) و در وسط مربع‌ها گلهايي طراحي گرديده است. در اطراف زمينه قالي يك حاشيه از مربع‌هاي كوچك و سپس يك رديف گوزن و پس از آن رديفي از سواركاران ايراني كه يك در ميان پياده هستند، ديده مي‌شود اين حاشيه در حاشيه باريك منقش به مربعهاي كوچك كه به لبه‌هاي قالي ختم مي‌شود احاطه كرده است. اين قالي امروزه به پازيريك موسوم شده است. اين قالي نسبت به دو قالي ديگر نفيس تر و ظريف‌تر مي‌باشد.
قالي دوم از چهار مربع تشكيل شده كه در هر مربع تصوير دو ملكه چادر برسر روبروي هم با آتشداني در وسط و دو نفر از بانوان حرمسرا حوله به دست در پشت سر آنها ديده مي‌شود نكته پر اهميت و قابل توجه طرز تاج و كلاه ملكه‌هاست كه به شكل كنگره و نظير تاج پيكره لاجوردي است كه در تخت جمشيد به دست آمده و از اين خشايار شاه دانشته شده است. در اين قالي‌ها لباس بانوان زرد و قهوه‌اي و موهاي ايشان به رنگ آبي است. رنگ آتشدانها نيز آبي يا قهوه‌اي است.
قالي سوم  داراي تصوير دو شير دونده همانند شيرهاي موجود بر روي حاشيه حجاريهاي تخت جمشيد و شيرهاي حجاري شده در حاشيه لباس شاهان هخامنشي، نقش گرديده است كه حاشيه‌هاي مثلث شكلي در بالا و پايين آن را مزين مي‌سازد.
س.ا.رودنكو دانشمند شهير روسي و كاشف قالي‌هاي پازيريك در دومين تاليف خود با نام «تمدن مردم ناحيه كوهستاني آلتايي در عهد سكاها» درباره قالي معروف پازيريك مي‌آورد اين قالي 5 رنگ داشته كه عبارتند از: قرمزسير، آبي، سبز ، زرد كم رنگ و نارنجي و در هر دسيمتر مربع 3600 گره از نوع متقارن دارد. كل قالي داراي 1250000 گره دارد كه يك كارگر خوب در آن زمان روزي دو تاسه هزار گره مي‌زده است و به اين شكل بافتن تمام آن يكسال و نيم وقت برده است. هنگامي كه قالي نيز از دار پايين آمده تارهاي آن را مي‌چيدند. بطوري كه طول هر ريشه 1 تا 5/1 سانتي باقي مي‌مانده است بلندي پشم چيده شده نيز دو ميليمتر بوده است.
نویسنده:
مرکز تحقیقات فرش ایران
Attachments:
 
 

 

   
1111

 

111

(Items 1 to 1)Next

 

11111
11
   
 
         
 
   
   

طراحی و اجرا : شرکت خدمات انفورماتيک راهبر

 

هر گونه استفاده از محتوای این پورتال بدون ذکر منبع ممنوع می باشد و پیگرد قانونی دارد .